فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 374
بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم ، فلک را سقف بشکافيم و طرحي نو دراندازيم اگر غم لشکر انگيزد که خون عاشقان ريزد ، من و ساقي به هم تازيم و بنيادش براندازيم شراب ارغواني را گلاب اندر قدح ريزيم ، نسيم عطرگردان را شکر در مجمر اندازيم چو در دست است رودي خوش بزن مطرب سرودي خوش ، که دست افشان غزل خوانيم و پاکوبان سر اندازيم صبا خاک وجود ما بدان عالي جناب انداز ، بود کآن شاه خوبان را نظر بر منظر اندازيم يکي از عقل مي لافد يکي طامات مي بافد ، بيا کاين داوري ها را به پيش داور اندازيم بهشت عدن اگر خواهي بيا با ما به ميخانه ، که از پاي خمت روزي به حوض کوثر اندازيم
سخنداني و خوشخواني نمي ورزند در شيراز
،
بيا حافظ که تا خود را به ملکي ديگر اندازيم
تعبیر:
سعادت و نیکبختی به تو روی آورده است. غم و اندوه دنیا را رها کن و سخت نگیر. آنچه پیش آید خیر و صلاح تو در آن است. راه های مختلف را امتحان کن تا شادی و سرور تو بادوام باشد.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 87
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت ، آري به اتفاق جهان مي توان گرفت افشاي راز خلوتيان خواست کرد شمع ، شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت زين آتش نهفته که در سينه من است ، خورشيد شعله ايست که در آسمان گرفت مي خواست گل که دم زند از رنگ و بوي دوست ، از غيرت صبا نفسش در دهان گرفت آسوده بر کنار چو پرگار مي شدم ، دوران چو نقطه عاقبتم در ميان گرفت آن روز شوق ساغر مي خرمنم بسوخت ، کآتش ز عکس عارض ساقي در آن گرفت خواهم شدن به کوي مغان آستين فشان ، زين فتنه ها که دامن آخرزمان گرفت مي خور که هر که آخر کار جهان بديد ، از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت بر برگ گل به خون شقايق نوشته اند ، کان کس که پخته شد مي چون ارغوان گرفت
حافظ چو آب لطف ز نظم تو مي چکد
،
حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت
تعبیر:
غم های زندگی را بر خود آسان بگیر. با هنر و دانش خود می توانی راه تازه ای در زندگی باز کنی. از فتنه های روزگار ناراحت نشو زیرا دائمی و همیشگی نیستند و به زودی جای خود را به راحتی و آسودگی می دهند.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 138
ياد باد آن که ز ما وقت سفر ياد نکرد ، به وداعي دل غمديده ما شاد نکرد آن جوان بخت که مي زد رقم خير و قبول ، بنده پير ندانم ز چه آزاد نکرد کاغذين جامه به خوناب بشويم که فلک ، رهنمونيم به پاي علم داد نکرد دل به اميد صدايي که مگر در تو رسد ، ناله ها کرد در اين کوه که فرهاد نکرد سايه تا بازگرفتي ز چمن مرغ سحر ، آشيان در شکن طره شمشاد نکرد شايد ار پيک صبا از تو بياموزد کار ، زان که چالاکتر از اين حرکت باد نکرد کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد ، هر که اقرار بدين حسن خداداد نکرد مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق ، که بدين راه بشد يار و ز ما ياد نکرد
غزليات عراقيست سرود حافظ
،
که شنيد اين ره دلسوز که فرياد نکرد
تعبیر:
احساس می کنی از هدف و مقصود خود دور شده ای و یا عزیزی نسبت به تو کم توجهی می کند. انتظار و امیدواری، مقصود تو را حاصل می کند. نگرانی را از خود دور کن.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 470
سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي ، دل ز تنهايي به جان آمد خدا را همدمي چشم آسايش که دارد از سپهر تيزرو ، ساقيا جامي به من ده تا بياسايم دمي زيرکي را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت ، صعب روزي بوالعجب کاري پريشان عالمي سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل ، شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمي در طريق عشقبازي امن و آسايش بلاست ، ريش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمي اهل کام و ناز را در کوي رندي راه نيست ، ره روي بايد جهان سوزي نه خامي بي غمي آدمي در عالم خاکي نمي آيد به دست ، عالمي ديگر ببايد ساخت و از نو آدمي خيز تا خاطر بدان ترک سمرقندي دهيم ، کز نسيمش بوي جوي موليان آيد همي
گريه حافظ چه سنجد پيش استغناي عشق
،
کاندر اين دريا نمايد هفت دريا شبنمي
تعبیر:
نا امید و مأیوس نباش. تحمل رنج و زحمت، عاقبت انسان را به هدف خود می رساند. به تنهایی نمی توانی با مشکلات دست و پنجه نرم کنی. بهتر است که با دوستان مشفق راز خود را در میان بگذاری و از آنان چاره جویی کنی. صبور و مقاوم باش و از رویارویی با مشکلات شانه خالی نکن. به خدا توکل کن که گفته اند پایان شب سیاه، سپیدی است.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 3
اگر آن ترک شيرازي به دست آرد دل ما را ، به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را بده ساقي مي باقي که در جنت نخواهي يافت ، کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را فغان کاين لوليان شوخ شيرين کار شهرآشوب ، چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان يغما را ز عشق ناتمام ما جمال يار مستغني است ، به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روي زيبا را من از آن حسن روزافزون که يوسف داشت دانستم ، که عشق از پرده عصمت برون آرد زليخا را اگر دشنام فرمايي و گر نفرين دعا گويم ، جواب تلخ مي زيبد لب لعل شکرخا را نصيحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند ، جوانان سعادتمند پند پير دانا را حديث از مطرب و مي گو و راز دهر کمتر جو ، که کس نگشود و نگشايد به حکمت اين معما را
غزل گفتي و در سفتي بيا و خوش بخوان حافظ
،
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثريا را
تعبیر:
در زندگی با خیال راحت و آسوده زندگی کن و به آنچه داری راضی و خشنود باش و حریص نباش زیرا حرص و آز سرانجام رسوایی و بدنامی به بار می آورد. با پیران و بزرگان مشورت کن و از تجربه های آنان استفاده کن
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 433
اي که بر ماه از خط مشکين نقاب انداختي ، لطف کردي سايه اي بر آفتاب انداختي تا چه خواهد کرد با ما آب و رنگ عارضت ، حاليا نيرنگ نقشي خوش بر آب انداختي گوي خوبي بردي از خوبان خلخ شاد باش ، جام کيخسرو طلب کافراسياب انداختي هر کسي با شمع رخسارت به وجهي عشق باخت ، زان ميان پروانه را در اضطراب انداختي گنج عشق خود نهادي در دل ويران ما ، سايه دولت بر اين کنج خراب انداختي زينهار از آب آن عارض که شيران را از آن ، تشنه لب کردي و گردان را در آب انداختي خواب بيداران ببستي وان گه از نقش خيال ، تهمتي بر شب روان خيل خواب انداختي پرده از رخ برفکندي يک نظر در جلوه گاه ، و از حيا حور و پري را در حجاب انداختي باده نوش از جام عالم بين که بر اورنگ جم ، شاهد مقصود را از رخ نقاب انداختي از فريب نرگس مخمور و لعل مي پرست ، حافظ خلوت نشين را در شراب انداختي و از براي صيد دل در گردنم زنجير زلف ، چون کمند خسرو مالک رقاب انداختي داور دارا شکوه اي آن که تاج آفتاب ، از سر تعظيم بر خاک جناب انداختي
نصره الدين شاه يحيي آن که خصم ملک را
،
از دم شمشير چون آتش در آب انداختي
تعبیر:
به زودی به آرزوی خود می رسی و سعادت و نیکبختی بر زندگی ات سایه خواهد افکند و این حاصل رنج و زحمتی است که تحمل کرده ای. قدر لحظات زندگی را بدان و شکر خداوند را به جای آور.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 80
عيب رندان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت ، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت من اگر نيکم و گر بد تو برو خود را باش ، هر کسي آن درود عاقبت کار که کشت همه کس طالب يارند چه هشيار و چه مست ، همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت سر تسليم من و خشت در ميکده ها ، مدعي گر نکند فهم سخن گو سر و خشت نااميدم مکن از سابقه لطف ازل ، تو پس پرده چه داني که که خوب است و که زشت نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس ، پدرم نيز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا روز اجل گر به کف آري جامي
،
يک سر از کوي خرابات برندت به بهشت
تعبیر:
به سخن ملامتگران و حسودان گوش فرا نده. تو با هوشیاری به کار خود ادامه بده. پیشرفت در انتظار تو است. مواظب باش تا غرور و تکبر تو را از راه درست منحرف نکند.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 101
شراب و عيش نهان چيست کار بي بنياد ، زديم بر صف رندان و هر چه بادا باد گره ز دل بگشا و از سپهر ياد مکن ، که فکر هيچ مهندس چنين گره نگشاد ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ ، از اين فسانه هزاران هزار دارد ياد قدح به شرط ادب گير زان که ترکيبش ، ز کاسه سر جمشيد و بهمن است و قباد که آگه است که کاووس و کي کجا رفتند ، که واقف است که چون رفت تخت جم بر باد ز حسرت لب شيرين هنوز مي بينم ، که لاله مي دمد از خون ديده فرهاد مگر که لاله بدانست بي وفايي دهر ، که تا بزاد و بشد جام مي ز کف ننهاد بيا بيا که زماني ز مي خراب شويم ، مگر رسيم به گنجي در اين خراب آباد نمي دهند اجازت مرا به سير و سفر ، نسيم باد مصلا و آب رکن آباد
قدح مگير چو حافظ مگر به ناله چنگ
،
که بسته اند بر ابريشم طرب دل شاد
تعبیر:
غم و حسرت را فراموش کن. زندگی ارزش غصه و اندوه را ندارد. مال و ثروت دنیا چون باد می آید و از بین می رود. به آنچه داری قانع باش و زیاده طلبی نکن. چیزی را که می دانی هرگز به دست نمی آوری فراموش کن.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 467
زان مي عشق کز او پخته شود هر خامي ، گر چه ماه رمضان است بياور جامي روزها رفت که دست من مسکين نگرفت ، زلف شمشادقدي ساعد سيم اندامي روزه هر چند که مهمان عزيز است اي دل ، صحبتش موهبتي دان و شدن انعامي مرغ زيرک به در خانقه اکنون نپرد ، که نهاده ست به هر مجلس وعظي دامي گله از زاهد بدخو نکنم رسم اين است ، که چو صبحي بدمد در پي اش افتد شامي يار من چون بخرامد به تماشاي چمن ، برسانش ز من اي پيک صبا پيغامي آن حريفي که شب و روز مي صاف کشد ، بود آيا که کند ياد ز دردآشامي
حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد
،
کام دشوار به دست آوري از خودکامي
تعبیر:
ایام سختی و مصیبت تمام خواهد شد. در هنگام بلا باید صابر و شکیبا باشی. به سخنان هر کسی گوش فرا نده زیرا ممکن است تو را از هدفی که داری مأیوس و منحرف کنند. از انسان های متظاهر و ریاکار دوری کن اما خودپسند و مغرور هم نباش. واقع بین و عاقل باش.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 63
روي تو کس نديد و هزارت رقيب هست ، در غنچه اي هنوز و صدت عندليب هست گر آمدم به کوي تو چندان غريب نيست ، چون من در آن ديار هزاران غريب هست در عشق خانقاه و خرابات فرق نيست ، هر جا که هست پرتو روي حبيب هست آن جا که کار صومعه را جلوه مي دهند ، ناقوس دير راهب و نام صليب هست عاشق که شد که يار به حالش نظر نکرد ، اي خواجه درد نيست وگرنه طبيب هست
فرياد حافظ اين همه آخر به هرزه نيست
،
هم قصه اي غريب و حديثي عجيب هست
تعبیر:
در راهی که قدم نهاده ای هزاران رقیب داری که باید از میدان به در کنی. احساس غریبی می کنی اما به همین زودی چشمت به جمال یار روشن می شود و همگان برای اینوصل جشن خواهند گرفت. هیچ دردی نیست که درمان نداشته باشد. طبیب درد تو هم رسیدن به یار است.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 36
تا سر زلف تو در دست نسيم افتادست ، دل سودازده از غصه دو نيم افتادست چشم جادوي تو خود عين سواد سحر است ، ليکن اين هست که اين نسخه سقيم افتادست در خم زلف تو آن خال سيه داني چيست ، نقطه دوده که در حلقه جيم افتادست زلف مشکين تو در گلشن فردوس عذار ، چيست طاووس که در باغ نعيم افتادست دل من در هوس روي تو اي مونس جان ، خاک راهيست که در دست نسيم افتادست همچو گرد اين تن خاکي نتواند برخاست ، از سر کوي تو زان رو که عظيم افتادست سايه قد تو بر قالبم اي عيسي دم ، عکس روحيست که بر عظم رميم افتادست آن که جز کعبه مقامش نبد از ياد لبت ، بر در ميکده ديدم که مقيم افتادست
حافظ گمشده را با غمت اي يار عزيز
،
اتحاديست که در عهد قديم افتادست
تعبیر:
مشکلات زندگی را بزرگ و غیر قابل حل ندان زیرا همه مشکلات در سایه ی تلاش و لطف خداوند حل خواهند شد. صبر و تحمل و ایمان به خدا را فراموش نکن و نا امید نباش.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 225
ساقي حديث سرو و گل و لاله مي رود ، وين بحث با ثلاثه غساله مي رود مي ده که نوعروس چمن حد حسن يافت ، کار اين زمان ز صنعت دلاله مي رود شکرشکن شوند همه طوطيان هند ، زين قند پارسي که به بنگاله مي رود طي مکان ببين و زمان در سلوک شعر ، کاين طفل يک شبه ره يک ساله مي رود آن چشم جادوانه عابدفريب بين ، کش کاروان سحر ز دنباله مي رود از ره مرو به عشوه دنيا که اين عجوز ، مکاره مي نشيند و محتاله مي رود باد بهار مي وزد از گلستان شاه ، و از ژاله باده در قدح لاله مي رود
حافظ ز شوق مجلس سلطان غياث دين
،
غافل مشو که کار تو از ناله مي رود
تعبیر:
بخت و اقبال مساعد به تو روی آورده است. از موقعیت ها به بهترین نحو استفاده کن. مغرور نباش زیرا ممکن است عقل و اندیشه ی تو را از بین ببرد و گمراه شوی. غفلت نکن.